body
google|ابزار نمایش افراد آنلاین
body

آمار وبلاگ

آمــوزش وبــلاگ نــویـسی

آیین رهروی
خدایا سعی خواهم کرد در نیایش عاشقانه همه روزه ام این عبارت ملکوتی را با همه وجود ادا کنم که: ایاک نعبد وایاک نستعین .......... . ......... .. ....سال اقتصاد و فرهنگ باعزم ملی و مدیریت جهادی گرامی باد ...... .......... ........ . آنان که در وسعت وتنگدستى انفاق مى کنند وخشم و غضب فرو مى خورند واز بدى مردم درمى گذرند چنین مردمى نیکوکارندو خدا دوستدار نیکوکاران است
تاریخ : سه شنبه 6 آبان 1393 11:55
نویسنده : aeenrahravi
نظرات : 1
سخنی درباره ی شادی و غم در غیر انسان

نقل های فراوان و متواتر شیعه و سنی بدست ما رسیده است که نشان می دهد ماجرای سنگین شهادت امام حسین تاثیراتی در عالم تکوین گذارده است. از این رو امکان وقوع، تاثیرات و خوارق عاداتی اینچنین در نظام طبیعت، نه تنها با دلیل عقلی قابل نفی نیستند بلکه بی تردید در عالم خارج، واقع هم شده اند؛ از جمله گریه آسمان و زمین، گریه ی جنیان، گریه حیوانات گوناگون و حتی گریه دوزخ بر مصیبت جان سوز امام حسین (ع) در روایت های متعدد بیان شده است. روشن است که شادی و غم و گریه و خنده در غیر انسان همانند انسان نیست و اگر تحقق پیدا کند می تواند نوعی تاثیر و تاثر تکوینی و متناسب با همان پدیده ها باشد. بعنوان مثال در روایتی که در تفسیر مجمع البیان و همچنین تفسیر نمونه آمده است از امام صادق نقل شده است که فرمود: "لما قتل الحسین بکت السماء علیه و بکائها حمره اطرافها". این روایت نشان می دهد که گریه ی آسمان یک گریه ی حقیقی است که به صورت نوعی دگرگونی و سرخی مخصوص (علاوه بر سرخی همیشگی به هنگام طلوع و غروب) خودنمایی می کند. در مورد حیوانات این نکته را باید اضافه کرد که بر اساس قرآن و حدیث حیوانات درک ویژه ای دارند. ماجرای هدهد و مورچگان در قرآن حکایت از درک بالای حیوانات دارد. بنابراین درک و تاثر آنها از ماجرای عظیم عاشورا نیز کاملا امکان پذیر است.


نظرات : 1 | بازدید از پست : 0
تاریخ : سه شنبه 6 آبان 1393 11:32
نویسنده : aeenrahravi
نظرات : 1
ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه

"انا قتیل العبره، لا یذکرنی مومن الا استعبر" (کامل الزیارات، ص 215، ح310).

من کشته ی اشکم، مومنی از من یاد نمی کند جز اینکه می گرید.

در طول تاریخ انسانهای بسیاری کشته شده اند که کسی بر آنها نگریسته. و بسیاری نیز کشته شده اند و گریه ی بر آنها، موقت بوده و بسیاری نیز کشته شده اند و تنها گروه خاصی را متاثر کرده اند؛ اما تحقیقات درباره ی هیچکس جز امام حسین (ع) گزارش نشده است که همه ی پیامبران از آدم ابوالبشر تا خاتم انبیاء و خاندان پیامبر خدا (ع) و جمعی از اصحاب پیامبر خدا قبل از ولادتش بر او گریسته باشند و نیز فرشتگان، حیوانات و زمین و آسمان بر او گریه کرده باشند و حتی دشمن بر او گریسته باشد.

در طول تاریخ، کسی را سراغ نداریم که مردمی بیش از یکهزار و سیصد سال، بر او بگریند. آری! سید الشهداء، "کشته ی اشک" است؛ اشکی که تا وقتی انتقام خون همه مظلومان تاریخ را از ستمگران باز نستاند و آرمان های حسینی را به رهبری فرزند بزرگوارش، مهدی آل محمد، در جهان تحقق نبخشد، همچنان بر گونه های مومنان راستین و علاقه مندان به خاندان رسالت جاری خواهد بود.

 محرم، ماه عزا و ماتم سید و سالار شهیدان بر همه ی دوستداران و محبان تسلیت باد.



نظرات : 1 | بازدید از پست : 0
تاریخ : یکشنبه 4 آبان 1393 17:34
نویسنده : aeenrahravi
نظرات : 2

دوباره شور کربلا شعله زده به جون من

                              دوباره شور کربلا شعله زده به جون من
                      برده دل مست منو دلبر مهربون من

                 دلم می خواد پر بزنم بیام به کربلات حسین

                  بیام به بین الحرمین منم بشم فدات حسین

                 به دل برات شده یه روز حاجتمو من می گیرم

                  میام تو بین الحرمین شور می گیرم تا بمیرم

                     شنیده ام تو کربلا یه حرم قشنگ داری

                     هر کی بیاد زیارتت تو احترامشو داری....



نظرات : 2 | بازدید از پست : 0
تاریخ : چهارشنبه 30 مهر 1393 22:15
نویسنده : aeenrahravi
نظرات : 0

اقسام توحید

 
توحید به معنای یگانگی و یکتایی خداوند دارای اقسامی است که عبارتند از:
 
توحید ذاتی
توحید ذاتی یعنی اینکه ذات خداوند یکتاست و یکتایی ذات دو معنا دارد[1]:
1. ذاتی که در هستی خود واجب­ الوجود و بی­ نیاز از علت است فقط خداوند است. بنابراین همه ذوات و موجودات نیازمند و معلول­ اند پس ذات خداوند در بی­ نیازی از علت بی­ همتا و شریک است.
 
برهان
  این قسم از توحید با استفاده از برهان صدیقین چنین اثبات می­شود که: وجود دارای مرتبه ه­ایی است که کامل­تر از آن امکان ندارد یعنی دارای کمال بی­نهایت است و چنین موجودی قابل تعدد نیست. نتیجه آنکه خدای متعال قابل تعدد نیست.
  مقدمه اول این برهان در واقع همان نتیجه برهان صدیقین است چرا که از برهان مزبور این نتیجه بدست می­آید که سلسله مراتب وجود باید منتهی به مرتبه­ای شود که عالی­ترین و کامل­ترین است و هیچ ضعف و نقصی در آن راه ندارد یعنی دارای کمال نامتناهی است.
  حال اگر فرض شود چنین موجودی تعدد داشته باشد لازم می­­آید که هر کدام از آنها فاقد کمالات واقعی دیگری باشد یعنی کمالات هر یک محدود و متناهی باشد در صورتی که بنا بر مقدمه اول کمالات واجب­ الوجود نامتناهی است.[2]
2. ذات خداوند مرکب از اجزاء نیست و هیچگونه کثرت و تعدد در درون ذات الهی راه ندارد که این معنا از توحید ذاتی در کتب متکلمین به عنوان بساطت ذاتی الهی و نفی ترکیب آمده است.
  دلیل بساطت و نفی ترکیب ذات خداوند آن است که اگر خداوند مرکب باشد بنا براصل کلی نیاز هر موجود مرکبی به اجزاء خود خداوند نیزبه اجزاء خود نیازمند خواهد بود و این نیاز و افتقار با وجوب وجود او سازگار نیست[3].
 
توحید صفاتی
توحید صفاتی نیز دارای دو معناست[4]:
1. خداوند در صفات خود بی­همتاست به دلیل اینکه اولا صفات خدا از خود اوست و کسی آنها را به او نداده است و ثانیا صفات کمال او غیرمتناهی و نامحدود است و این هر دو مقتضای واجب­ الوجود بالذات بودن خدا و غنا و بی­نیازی مطلق اوست.
2. صفات کمالی و ذاتی خداوند عین ذات اویند یعنی گرچه از نظر مفهوم مختلف اند ولی از نظر مصداق متحدند به عبارت دیگر چنین نیست که ذات خداوند از یک جهت عالم باشد و از جهت دیگر قادر بلکه علم و قدرت عین حقیقت او می­باشند[5].

برهان

  دلیل این امر آن است که اگر هر یک از صفات الهی مصداق و مابازای جداگانه­ ای داشته­ باشند از چند حال خارج نخواهد بود: یا مصادیق آنها در داخل ذات الهی فرض می­شوند که در اینصورت ذات الهی مرکب از اجزاء می­شود و یا اینکه مصادیق آنها خارج از ذات الهی فرض شده­اند که خود دو حالت دارد: یا اینکه این صفات، واجب­الوجود و بی­نیاز از آفریننده تصور می­گردند و یا ممکن­الوجود و آفریده خدا انگاشته می­شوند. فرض واجب­الوجود بودن صفات مذکور به معنای تعدد ذات و شرک صریح است و فرض ممکن­الوجود بودن صفات مستلزم این است که ذات الهی که بنابر فرض فاقد این صفات است آنها را بیافریند و سپس به آنها متصف گردد. مثلا با اینکه ذاتا فاقد حیات است موجودی به نام حیات را بیافریند و بوسیله آن دارای حیات گردد در صورتیکه محال است علت هستی­بخش ذاتا فاقد کمالات مخلوقات خویش باشد[6].
  نظر اشاعره و معتزله در صفات خدا: اشاعره رسماً منکر این قسم توحیدند و به کثرت و مغایرت ذات و صفات قائلند[7] و در مقابل، معتزله قائل به توحید صفاتند؛ امّا توحید صفاتی آن‏ها به معنای انکار صفات و نیابت ذات از صفات است[8].


نظرات : 0 | بازدید از پست : 0
تاریخ : دوشنبه 21 مهر 1393 21:49
نویسنده : aeenrahravi
نظرات : 1

"صراط مستقیم "دقیقا چیست!؟

چطور صراط مستقیم را تشخیص بدهیم؟ دچار شرک خفی نشویم؟ و جزو کسانی که در قرآن آمده: کار را انجام دادند، اما درست انجام ندادند نباشیم؟ چطور بصیرتمان را افزایش دهیم؟)

صراط مستقیم به معنای راه و طریق استوار است. این کلمه در هیچ جای قرآن کریم به صورت جمع نیامده، همه جا «صراط» مفرد آمده است، مثل کلمة «نور»، که در هیچ جای قرآن به صورت جمع نیامده و در همه جا مفرد است.

ما حداقل روزی ده بار در نمازهای واجب از خدا می خواهیم: «اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیم»، که معنایش این است: «أدِمْ لَنَا تَوْفِیقَکَ الَّذی أطَعْناکَ فِی مَاضی أیّامِنا حَتّی نُطیعَکَ کَذَلِکَ فِی مُسْتَقْبَلِ أعْمَارِنا»[2]؛ یعنی خداوندا، توفیقاتی که در گذشته بر ما ارزانی داشتی و به برکت آن تو را اطاعت کردیم همچنان ادامه ده تا در آیندة عمرمان نیز تو را اطاعت کنیم.

زمانی کسی چیزی ندارد و آن را تقاضا می کند اما گاهی کسی آن را دارد و از خداوند تقاضای استمرار و ماندن آن را می کند. اتفاقاً می فرماید: اگر می خواهید شیطان را پیدا کنید باید آن را کنار صراط مستقیم پیدا کنید. چون همین جا سراغ مومنان می آید، کسی که از جاده بیرون رفته دیگر نیاز نیست، شیطان بیاید با او چه کند؟

شیطان می گوید: «لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیم»[3] من در همین صراط مستقیم می آیم می نشینم، من در نماز سراغت می آیم، موقع قرآن خواندن سراغت می آیم، در عزاداری سراغت می آیم، من از طریق همین صراط مستقیم سعی می کنم انسان های متدین را به انحراف بکشم.

در قرآن کریم تصریح شده است که زیان‌ دیده‌ترینِ زیان‌کاران، کسانی هستند که یک عمر راه را غلط رفته‌اند، اما همیشه گمان کرده‌اند که راه درست را آنها رفته و کار درست را آنها انجام می‌دهند!

«قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا» (الکهف، 103 و 104)......



نظرات : 1 | بازدید از پست : 0
تاریخ : دوشنبه 21 مهر 1393 21:37
نویسنده : aeenrahravi
نظرات : 0

تنها بی نیاز مطلق در عالم


"حى"، تمام صفات الهى مانند علم و قدرت و سمیع و بصیر بودن و مانند آن را شامل مى‏ شود و قیوم، نیاز تمام موجودات را به او بازگو مى‏ کند و لذا گفته‏ اند این دو با هم اسم اعظم الهى است.

اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ (آل عمران ـ 2)

خداوند که معبودى جز او نیست، زنده و پاینده است.

"اللَّه" نام مخصوص خداوند  و به معنى ذاتى است که جامع همه صفات کمال و جلال و جمال است، او پدید آورنده جهان هستى است، به همین دلیل هیچ معبودى شایستگى پرستش جز او ندارد و از آنجا که در معنى "اللَّه" یگانگى افتاده است، جمله لا إِلهَ إِلَّا هُوَ تاکیدى بر آن است.

"حى" از ماده "حیات" به معنى زندگى است و این واژه مانند هر صفت مشبهه دیگر، دلالت بر دوام دارد و بدیهى است که حیات در خداوند حیات حقیقى است چرا که حیاتش عین ذات او است نه همچون موجودات زنده در عالم خلقت که حیات آنها عارضى است و لذا گاهى زنده‏ اند و سپس مى‏میرند، اما در مورد خداوند چنین نیست، چنان که در آیه 58 سوره فرقان مى‏ خوانیم:



نظرات : 0 | بازدید از پست : 0
تاریخ : یکشنبه 20 مهر 1393 13:27
نویسنده : aeenrahravi
نظرات : 2

 عید غدیر مبارک

                

          



نظرات : 2 | بازدید از پست : 0
تاریخ : یکشنبه 20 مهر 1393 13:11
نویسنده : aeenrahravi
نظرات : 0

مهمترین اعمال عیدغدیر

پاداش روزه روز غدیرخم برابر پاداش روزه گرفتن عمر دنیا تا پایان آن است، و نیز پاداش آن برابر پاداش صدبار حج و صدبار عمره در هر سال است، حج و عمره ای که نیکو و مورد قبول خداوند باشد.

کلمه عید، کلمه خوشی است. عید که می شود شهرها جان دوباره می گیرند. چهره ها خندان می شوند و نگاه ها پر شورتر از روزهای قبل می گردند. عید نوروز، عید باستانی ما ایرانیان است. عید فطر، جشن بندگی روزه ‌داران. عید قربان، شکوه تسلیم و بندگی در برابر خدا و عید غدیر، بزرگ‌ترین عید شیعیان و بهترین روز در میان روزهای سال:

حسن بن راشد می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: فدایت گردم! آیا غیر از عید فطر و عید قربان عیدی وجود دارد؟ در پاسخ فرمود: آری بزرگتر و شریف تر از آن دو عید، عید دیگری هست. عرض کردم: آن روز کدام است؟ فرمود: آن روزی که امیرالمومنین علی علیه السلام به عنوان رهبر مردم نصب شد. عرض کردم: نصب علی به عنوان رهبر در کدام روز بود؟ فرمود: روز هیجدهم ماه ذیحجه.

امام صادق علیه السلام فرمود: روز هیجدهم ماه ذی حجه عید اکبر است؛ خورشید به روزی نتابیده که آن روز در پیشگاه خدا برتر از این روز باشد ... همه پیامبران ـ بدون استثنا ـ وصی و جانشین خود را در چنین روزی به امت خود معرفی کرده و به عنوان رهبر بعد از خود برای امت خود نصب نموده اند.....



نظرات : 0 | بازدید از پست : 0
 

 


آخرین مطالب
   
 

علت نامگذاری سایت با این عنوان (آیین رهروی – سیر در آفاق و انفس ) این است که اولا در زندگی برای رسیدن به هدف (قرب به خدا) می بایست برنامه ریزی داشته باشیم. ودر برنامه زندگی خود (خواب و استراحت ، خوردن وآشامیدن ورزش و تندرستی )معصومین (ع) را الگو و اسوه خود قرار دهیم .پس هر حرکتی با وجود یک برنامه منظم و دقیق به مقصد می رسد.

 
 
 
منوی سریع
ابزار ساخت کد منوی متحرکابزار ساخت کد منوی متحرک